تبليغاتX
مهندسی نرم افزار
هفت نصیحت مولانا چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 16:28
 گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

 باشفقت و مهربان باش (مثل خورشيد)

 اگركسي اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)

 وقتي عصباني شدي خاموش باش (مثل مرگ)

 متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

 بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

 اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آينه )

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 17:39

روزی مردی جوان نزد شیوانا، استاد معرفت آمد و از او خواست تا راز معرفت را برایش بازگو کند. شیوانا در جمع مریدانش مشغول تدریس بود. به خاطر وجود مرد جوان درس را قطع کرد و از یارانش خواست تا قاشقی چوبی و تخت را همراه ظرفی روغن مایع برای او بیاورند. سپس قاشق را به دست مرد داد و آن را از روغن پر کرد و از مرد خواست در مدرسه و باغ مدرسه حرکت کند و هر آن چه می بیند را به خاطر بسپارد و دوباره نزد آن ها برگردد. فقط باید مواظب باشد که حتی یک قطره روغن نیز روی زمین نریزد که در غیر این صورت از معرفت و راز معرفت دیگر خبری نخواهد بود. مرد جوان قاشق را با دقت و تمرکز زیاد در دست گرفت و با قدم های آهسته و دقیق در حالی که یک لحظه نگاهش را از قاشق بر نمی داشت ساختمان مدرسه را دور زد و بعد از عبور از تمام معابر باغ دوباره به جمع شیوانا و شاگردانش بازگشت. شیوانا نگاهی به قاشق روغن انداخت و دید که صحیح و سالم است. آن گاه از مرد جوان پرسید: خوب! اکنون برای حاضرین تعریف کن که از ساختمان مدرسه و باغ چه دیدی؟! مرد جوان مات و متحیر به جمع خیره شد و با شرمندگی اعتراف کرد که در تمام طول مسیر حواسش به قاشق و روغن آن بوده است و اصلا به شکل ساختمان و باغ دقت نکرده است. شیوانا دوباره همان قاشق را از روغن پر کرد و از او خواست دوباره همان تمرین را تکرار کند. این بار مرد جوان مات و مبهوت به زیبایی و سادگی در و دیوار مدرسه خیره شد و بی توجه به اینکه روغن از قاشق ریخته است، تمام زوایای باغ را با دقت تماشا کرد. وقتی نزد شیوانا و جمع برگشت، با شرمندگی متوجه شد که هیچ روغنی در قاشق نمانده است و قاشق خالی است. با اعتراض به شیوانا گفت که می تواند دقیق و روشن تمام زوایای مدرسه و باغ را برای جمع تشریح کند. اما شیوانا تبسمی کرد و گفت: شرح زیبایی ها باید با ریخته نشدن روغن از قاشق همراه می شد. تو راز معرفت را پرسیدی و اکنون باید خودت آن را دریافته باشی! راز معرفت یعنی زندگی در این دنیا و مشاهده و استفاده و حظ بردن از تمام زیبایی های آن بدون این که حتی قطره ای از روغن صداقت و پاکدامنی و خلوص و صفای باطنی خود را در این مسیر از دست بدهی. این دو با هم عجین هستند و بدون داشتن همزمان این دو هرگز نمی توانی راز معرفت را دریابی!

 

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 17:28

روزي اسب كشاورزي داخل چاه افتاد . حيوان بيچاره ساعت ها به طور ترحم انگيزي ناله مي كرد
بالاخره كشاورز فكري به ذهنش رسيد . او پيش خود فكر كرد كه اسب خيلي پير شده و چاه هم در هر صورت بايد پر شود . او همسايه ها را صدا زد و از آنها درخواست كمك كرد . آن ها با بيل در چاه سنگ و گل ريختند.اسب ابتدا كمي ناله كرد ، اما پس از مدتي ساكت شد و اين سكوت او به شدت همه را متعجب كرد . آنها باز هم روي او گل ريختند . كشاورز نگاهي به داخل چاه انداخت و ناگهان صحنه اي ديد كه او را به شدت متحير كردبا هر تكه گل كه روي سر اسب ريخته مي شد اسب تكاني به خود مي داد ، گل را پا يين مي ريخت و يك قدم بالا مي آمد همين طور كه روي او گل مي ريختند ناگهان اسب به لبه چاه رسيد و بيرون آمد

زندگي در حال ريختن گل و لاي برروي شماست . تنها راه رهايي اين است كه آنها را كنار بزنيد و يك قدم بالا بياييد. هريك از مشكلات ما به منزله سنگي است كه مي توانيم از آن به عنوان پله اي براي بالا آمدن استفاده كنيم با اين روش مي توانيم از درون عميقترين چاه ها بيرون بياييم

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 17:20

از گابریل گارسیا ماکز

 در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم.

در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود.

در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند.

در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن.

در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد.

در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم.

در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند.

در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است.

در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب.

در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید.

در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد.

در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است.

در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود.

در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است .

در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست.

 

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 17:15

در يكي از روزهاي آخر تابستان ،  شاخه اي مغرورانه و با تمام قدرت خودش را تکاند و به دنبال آن  برگ هاي ضعيف و کم طاقت جدا شدند و آرام بر روي زمين افتادند.شاخه چندين بار اين کار را  با غرور خاصي تکرار کرد تا اينکه تمام برگ ها جدا شدند و شاخه از کارش بسيار لذت مي برد.برگي سبز و درشت و زيبا به انتهاي شاخه محکم چسبيده بود و همچنان در مقابل افتادن مقاومت مي کرد. باغبان تبر به دست داخل باغ در حال گشت و گذار بود و به هر شاخه ي خشکي که مي رسيد آن را از بيخ جدا مي کرد و با خود مي برد. وقي باغبان چشمش به آن شاخه افتاد با ديدن تنها برگ آن از قطع کردنش صرف نظر کرد . بعد از رفتن باغبان مشاجره بين شاخه و برگ بالا گرفت و بالاخره دوباره شاخه مغرورانه و با تمام قدرت چندين و چند بار خودش را تکاند تا اينکه به ناچار برگ با تمام مقاومتي که داشت از شاخه جدا شد و بر روي زمين افتاد باغبان در راه بازگشت وقتي چشمش به آن شاخه افتاد بي درنگ آن شاخه را از بيخ قطع کرد. شاخه بدون آنکه مجال اعتراض داشته باشد بر روي زمين افتاد .ناگهان صداي برگ را شنيد که مي گفت: اگر چه به خيالت زندگي ناچيزم در دست تو بود ولي همين خيال واهي پرده اي بود بر چشمان واقع نگرت که فراموش کني نشانه ي حياتت من بودم.

مدونين نشانه حيات ما خيلي چيزهايي است كه بنظر ما تاچيزند ولي وقتي از دستشون ميديم در واقع گوشه اي از حياتمون را نابود كرديم .

 

 
نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

مهندسی نرم افزار مبتنی بر مولفه : دوشنبه هجدهم شهریور 1387 23:48

مهندسی نرم افزار مبتنی بر مولفه :

در نوشته های قبلی در مورد اهمیت برنامه نویسی مبتنی بر مولفه وتعاریف مربوط به مولفه آشنا شدیم در این قسمت هم می خواهیم در مورد تفاوتهای بین انواع برنامه نویسی ها و مهندسی نرم افزار مبتنی بر مولفه اشنایی مختصری داشته باشیم  :

تفاوتهای  COP با OOP  :

  • COP مبتنی بر واسط می باشد ، در حالیکه OOP مبتنی بر اشیاست.
  •  COP تکنولوژی بسته بندی و توزیع می باشد ؛ در حالیکه OOP   یک تکنولوژی پیاده سازی محسوب می گردد.
  •  COP از قابلیت استفاده مجدد در سطح بالا پشتیبانی می کند ، در حالیکه OOP از قابلیت استفاده مجدد در سطح پایین پشتیبانی می کند.
  •  COP ، در اصل می تواند در هر زبانی نوشته شود ، در حالیکه OOP محدود به زبانهای شی گرا می باشد.
  •  در COP مولفه ها ارتباطات ضعیفی (Loosely Coupled) دارند در حالیکه در  OOP  اشیاء وابسته به همـدیگر از طریق پیاده سازی وراثت (ارث بری ) ، دارای ارتباطات محکم ( Loosely Coupled) می باشند.
  •  COP ، از واسطهای چند گانه و طراحی مبتنی بر واسط پشتیبانی می کند ، در حالیکه OOP ارتباطات واضحی از واسطها ی میان ابرکلاس و زیر کلاسها را فراهم نمی کند.
  •  COP از اتصـالات و اکتشافات پویا ( اتـصال در زمان اجرا ) پشتیبانی می کند، در حالیکه    OOPپشتیبانی محدودی از مـکانیزمهای ترکیب زمان اجرا و بازیـابی اشیا را فـراهم می آورد .
  •  COP مکانیزمهای بهتری برای ترکیب فراهم می کند ، در حالیکه OOP شکلهای محدودی از اتصالات را از طریق فراخوانی فراهم می آورد .
  •  COP  از خدمات امنیتی ، تراکنشها و غیره در سطح بالایی پشتیبانی می کند ، در حالیکه  OOP مجموعه  محدودی از خدمات امنیتی ، تراکنشها و غیره را   پشتیبانی می کند.
  •   در COP ، مولفه ها با در نظر گرفتن  قوانین اساسی Framework (چهارچوب ) مولفه ها ، طراحی می شوند  در حالیکه  OOP با در نظر گرفتن   اهداف شیء گرایی  طراحی می شوند  .

 جدول زیر بحث مختصری از شباهتها و تفاوتهای ما بین برنامه نویسی ساختیافته ، شیء گرا و   مولفه ای را ارائه کرده است.

قابلیت ترکیب در برنامه نویسی ساختیافته خیلی پایین است در شیء گرا بالاست و در مولفه ای خیلی بالاست . دو واحد پیاده سازی مختلف در  برنامه نویسی ساختیافته هرگز با همدیگر قابل تعویض نیستند ، در برنامه نویسی شیء گرا دو شی متفاوت پیاده سازی شده که ویژگیهای مشابه داشته باشند با همدیگر قابل تعویض هستند در حالیکه در برنامه نویسی  مولفه ای  ،  مولفه های متفاوت با  ویژگیهای مختلف با همدیگر قابل تعویض هستند .

 

قابلیتها

COP

OOP

SP

تقسیم و غلبه

·                                 مدیریت پیچیدگی

·                                 تقسیم کردن یک مسئله بزرگ به بخشهای کوچکتر

 

 

 

یکپارچگی داده و تابع

·                                 یک نهاد نرم افزاری ، داده ها و عملیاتی که بر روی داده ها انجام می گیرد را ترکیب می کند.

·                                 بهبود دادن انسجام یا پیوستگی ( cohesion )

 

 

-

کپسوله سازی

·                                 کاربر یک نهاد نرم افزاری ، از چگونگی ذخیره داده ها و پیاده سازی توابع اطلاعی ندارد.

·                                 کاستن اتصالات ( پیوستگی)

-

مشخصه

·                                 هر نهاد نرم افزاری یک مشخصه (ویژگی ) منحصر به فرد دارد .

-

واسط

·                                 وابستگی بین مشخصات را نشان می دهد.

·                                 مشخصه (ویژگی) مولفه را به واسطها تقسیم می کند

·                                 کاستن وابستگیهای داخلی مولفه ای

-

-

پیکربندی

·                                 یک واحد انتزاعی که به طور مستقل می تواند توسعه یابد.

-

-

 

  • SP : Structured Programming
  • OOP : Object Oriented Programming
  • COP : Component Oriented Programming

 

مهندسی نرم افزار مبتنی بر مولفه :

برخی اوقات COP (Component Oriented Programming ) و CBSE (Component Based Software Engineering ) در نوشتار با همدیگر اشتباه گرفته می شوند . هر چند که CBSE یک مفهوم کلی است در صورتیکه  COP  فقط یه عنوان قسمتی از CBSE به کار برده می شود.

 CBSE= COA+COD+COP+COM

 

  • COA : Component Oriented Analysis
  • COD : Component Oriented Design
  • COP :  Component Oriented  Programming
  • COM : Component Oriented  Management

 COA ، COD ، COM به ترتیب  نشان دهنده تحلیل مبتنی بر مولفه ، طراحی مبتنی بر مولفه و مدیریت مبتنی بر مولفه می باشند . CBSE ، به تسریع کردن توسعه نرم افزار و کاهش دادن هزینه سیستم با ترکیب نمودن مولفه های نرم افزاری از پیش ساخته شده تاکید دارد .  طراحی ، توسعه و نگهداری مولفه ها ، برای استفاده مجدد فرآیند پیچیده ای است . CBSE شیوه های مهندسی نرم افزار و تکنیکهای مختلف نرم افزار  را پوشش می دهد چه از نظر عملی و چه از دیدگاه تئوریک که هنوز هم به طور کامل تعریف و توسعه نیافته اند.

در مهندسی نرم افزار  سنتی فرآیند توسعه نرم افزار در برگیرنده فعالیتها یا مراحل متوالی بود که عبارتنـد از : تحلیل ، طراحی ، برنامه نویسی ، تست و مجتمع سازی ( یکپارچه سازی ) . در CBSE ، مراحل اصلی  توسعه  ، تحلیل ، تولید و آماده سازی  و اسمبل کردن  می باشند. که در برنامه نویسی سنتی فعالیتهای تست و مجتمع سازی ( یکپارچه سازی ) جایگزین فعالیتهای  تولید و آماده سازی مولفه و اسمبل کردن مولفه در CBSE شده است .

 دو نوع اصلی از فعالیتها در CBSE وجود دارند :

  • DF ( Developing For reuse)  : توسعه برای استفاده مجدد.
  • DW ( Developing Withr reuse)  : توسعه با استفاده مجدد.

برای DF ، فعالیت توسعه می تواند با دنبال نمودن رویکردها یا دیدگاههای مهندسی نرم افزار سنتی تاکید بر استانداردهای مولفه ای سازماندهی گردد. برای نمونه هر مولفه ارائه کننده  در برگیرنده دو نوع واسط می باشد :

    1. واسط تامیین کننده : که خدمات ارائه شده توسط مولفه را تعریف می کند.
    2. واسط مورد نیاز (ضروری ): که مشخص می کند سیستم استفاده کننده از مولفه ، چه خدماتی را باید ارائه کند.

اگر این واسطها مهیا نشوند ،مولفه کار نخواهد کرد . برای DW  ، جستجو و بازیابی مولفه نرم افزار ، فعالیتهای تعیین کننده ای برای ساختن برنامه کاربردی دارند.

 از دیدگاه فرآیند مهندسی نرم افزار ، مولفه ها می توانند به 5 فرم مختلف طبقه بندی شوند ( یعنی مولفه در طی گذراندن 5  مرحله  حاصل می شود ):

1.       مشخصه (ویژگی ) مولفه :  این فرم مشخصه (ویژگی ) یک واحد نرم افزاری را ارائه میکند که رفتار مجموعه ای از اشیا مولفه ای را توصیف می کند و یک واحد پیاده سازی را تعریف می کند. رفتار به عنوان یک مجموعه از واسطها تعریف می شود مشخصات مولفه نهایتا در غالب پیاده سازی مولفه خواهد بود.

 2.       واسط مولفه : فرم واسط تعریفی از مجموعه رفتارهای مولفه را ارائه می کند که می توانند توسط اشیا مولفه ای ارائه شوند.

 3.       پیاده سازی مولفه : پیاده سازی مـولفه شکـلی از مـشخصه (ویژگی ) مولفه می باشد. این بدین معنی است که می توانند به طور مستقل جایگزین دیگر مولفه ها شده و نصب گردد. آن بدین معنی نیست که مولفه مستقل از دیگر مولفه هاست .بلکه ممکن است وابستگیهای زیادی داشته باشد.

 4.       مولفه نصب شده : فرم نصب شده که یک نسخه نصب شده یا توسعه یافته از پیاده سازی مولفه می باشد کـه با مستقر کـردن آن در مـحیط اجـرایی تـوسعـه می یابد.استقرار مولفه در محیط اجرائیش ، محیط اجرایی را قادر به شناسایی مولفه نصب شده برای استفاده از آن می کند .

 5.       شی مولفه ای : نمونه ای از مولفه نصب شده می باشد . مشابه OOP یک شی مولفه در COP یک شی با داده ها و مـشخصات ( ویـژگیها ی) منحصر به فرد می باشد ، که رفتار پیاده سازی شده را اجرا می کند یک مولفه نصب شده ممکن است چند شی مولفـه ای داشته باشد کـه نیازمـند ویـژگیهای صـریح و روشن می باشد.

 

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

آن سوی پنجره دوشنبه هجدهم شهریور 1387 23:42

آن سوی پنجره

در بیمارستانی دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند.یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهریک ساعت روی تختش بنشيند.تخت او در کنار تنها پنجره اتاق بود. اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و هميشه پشت به هم اتاقیش روی تخت بخوابد .آنها ساعتها با يکديگر صحبت مي کردند. از همسر، خانواده، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف می زدند. 

 هر روز بعد ازظهربیماری که تختش کنار پنجره بود ، می نشست و تمام چیزهایی که بیرون از پنجره می دید، برای هم اتاقیش توصيف می کرد . بیمار دیگر در مدت  این یک ساعت، با شنيدن حال و هوای دنیای بیرون، جانی تازه مي گرفت.

اين پنجره، رو به يک پارک بود که دریاچه زيبایی داشت. مرغابیها و قوها در دریاچه شنا می کردند و کودکان با قایقهای تفريحشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن، به منظره بيرون،زیبایی خاصی بخشیده بود و تصویری زیبا از شهر در افق دوردست دیده می شد. همانطور که مرد کنار پنجره این جزئیات را تصویف میکرد، هم اتاقیش چشمانش را می بست و این مناظر را در ذهن خود مجسم می کرد.روزها  و هفته ها سپری شد.پرستاري كه براي حمام كردن آن ها آب آورده بود ، جسم بيجان مرد كنار پنجره را ديد كه در خواب و با كمال آرامش از دنيا رفته بود . پرستار بسيار ناراحت شد و از مستخدمان بيمارستان خواست كه آن مرد را از اتاق خارج كنند . مرد ديگر تقاضا كرد كه او را به تخت كنار پنجره منتقل كنند . پرستار اين كار را برايش انجام داد و پس از اطمينان از راحتي مرد ، اتاق را ترك كرد .آن مرد به آرامي و با درد بسيار ، خود را به سمت پنجره كشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بياندازد . حالا ديگر او مي توانست زيبايي هاي بيرون را با چشمان خودش ببيند . هنگامي كه از پنجره به بيرون نگاه كرد ، در كمال تعجب با يك ديوار بلند آجري مواجه شدمرد پرستار را صدا زد و پرسيد كه چه چيزي هم اتاقيش را وادار مي كرده چنين مناظر دل انگيزي را براي او توصيف كند ؟

پرستار پاسخ داد :  شايد او مي خواسته به تو قوت قلب بدهد . چون آن مرد اصلأ نابينا بود و حتي نمي توانست اين ديوار را ببيند!!.

پس بیایید بهترین هدیه ای که به دیگران می توانیم بدهیم مثبت اندیشی ، مثبت نگری ، عزت نفس ، قوت قلب و اعتماد به نفس باشد و در کارهایمان مثبت اندیش باشیم چون در اینصورت نیروهای مثبت را به سمت خود جذب می کنیم ....

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

افسوس برای آنها که دعا نمی کنند . دوشنبه هجدهم شهریور 1387 23:41

افسوس برای آنها که  دعا نمی کنند .

«و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب اجیب دعوه الداع اذا دعان » ( بقره 186).

دعا را مغز و جانمایه عبادت توصیف کرده اند . روح نیایشگر ، روح پرتلاطم عاشقی است که همواره نیازمند و خواهنده طوفانی است . سکوت و سکون را هرگز بر نمی تابد .از طلب باز نمی ایستد و تو گویی همیشه ، از جدایی ها شکایت می کند . می خواهد و باز می خواهد . کودک را دیده اید ؟ فریاد می زند ، اشک می ریزد ، بر در و دیوار می کوبد . مدام و مستمر با تحکم ، با ناله ، با التماس و با تمنا و ...

تا نگرید طفل کی نوشد لبن

تا نگرید ابر کی خندد چمن ؟

و چه بلند و زیباست این سخن :

«هیچ ملتی در تاریخ ، به سقوط و زوال قطعی در نیافتاده است ، مگر آنچه از پیش ، با ترک نیایش ، خود را برای مرگ آماده کرده است .»

دعا ، خواستن است و در راه محبوب گام برداشتن و چه تیره و سرد و خاموشند ، جانهای بی درد و منجمدی که به قول دانته نه دعا می کنند و نه نفرین !؟ او می نویسد :

«همراه ویرژل می رفتم . در بیابانی سرد و در کویری پهناور ، جماعتی دیدم که حیرت زده و سرگردان و بی هدف به گرداگرد پرچمی می دوند و خسته و درمانده ، ملتمسانه کمک می خواهند .پرسیدم : اینان کدامین طایفه اند ؟ گفت : جماعتی که در دنیا نه دعا می کردند و نه نفرین! »

دعا هم زبان عشق و نیاز است و هم اسلحه جهاد و مبارزه و هم فریاد بی نیازی و استغنا بی نیازی از غیر که :

«الهی هب لی کمالالانقطاع الیک » :خداوند کمال انقطاع را بر من ارزانی کن ، و چنان رویین تنم گردان ، که جز به تو ننگرم و جز بر تو سجده نبرم و جز تو را نخوانم  و جز در پیشگاه تو سر فرود نیاورم ، ... و دعا زبان عشق و دلدادگی است ، ببینید چه می گو ید :

« وان صیرتنی فی النار مع اعدائک لا قولن انی احبک » و اگر با دشمنانت در آتشم بسوزانی ، فریاد بر آورم که دوستت دارم .

آری ، دعا قرآن ساعد است و زبان عشقی سوزان .

جسم خاک از عشق برافلاک شد  

کوه در رقص آمد و چالاک شد

امام علی در نیایش خود می گوید : ای مولا و سرور و آقای من ، آیا چهره ای را که در برابر عظمت تو ، سر بر سجده آورده است را در آتش می سوزانی ؟ و آیا زبانی را که صادقانه ذکر تو را خوانده است ؟، آتش انتقام  و خشم می گشایی ؟ هیچگاه چنین ظن و تصوری نسبت تو احساس نمی کنم ، آن چنان کریمی که چنین خبری را به ما نمی دهی ، از فرط فضل و احسان .

حالا ای آقای من ! اگر تو بخواهی بر عذابت صبر می کنم ، اما بگو چگونه شراره های آتش فراق و دوری تو را صبر کنم ؟!

دعا سلاح مومن است و شمشیر جهاد او در مبارزه با شیطان که گفته اند :

دعا جهاد در  تنهایی است و سخن گفتن در سکوت و سنگر گرفتن در شکست ، فریاد زدن در خفقان و آموختن با لبهای دوخته و سلاح گرفتن یک خلع  سلاح شده ! و این همان بعد اجتماعی دعا در لسان ائمه شیعه است که در طول تاریخ دیرپا و پرنشیب خود ، از رفتن و حرکت و جهاد بازنایستد .

و امام سجاد پس از آن همه درد و داغ  و تنهایی و اسارت و در عین چیرگی دشمن ، اینگونه دعا می کرد : خداوندا ، جمع اهریمنان را پریشان ساز و نقش شیطان  را بر آب انداز ، پناهگاهش را ویران کن و دماغش را بر خاک مذلت فرو مال .

آری در روزگار پس از شهادت و تنهایی که دارها برچیده و خون ها شسته اند و به گفته دکتر شریعتی : سالهای شوم و هولناک پس از عاشورا که هر لحظه اش سنگینی فاجعه ای را داراست ... سالعای سکوت و تسلیم  که نفس ها را در سینه ها زندانی کرده اند ... و از دمشق تا خراسان ، تنها شمشیر حکومت می کند و  دروغ  و دیگر هیچ ... و امام سجاد تنها حتی یارای آن را که بر رنج خویش بگرید ، و حق آن را که بر سرنوشت خلق بنالد ندارد این گونه با سلاح دعا به میدان می آید :« الهم اجعلنا فی نظم اعدائه ، و اعزلنا عن عدد اولیائه !»

خداوندا به زبان  ما توش و توان بخش تا بر ضد شیطان سخن گوییم و دیگران را از وسوسه های وی بر حذر داریم و بکوشیم تا همگان به جنگ او برخیزند و پشت به پشت هم  با وی ستیزند .

و پیش از همه قرآن است که می گوید : نماز به پای دار ، نماز از هر پستی و پلشتی ، باز می دارد و همانا یاد خدا برتر و بزرگتر است و بر این روش ، پیامبر لب به دعا می گشاید و با آن همه اوج و عظمت و منزلت می گوید :

«رب زدنی تحیراً فیک ». پروردگارا ، حیرت و حیرانی مرا ، در نگاه عظمت و جلالت خوددت ، افزون فرمای .

آری ، دعا هم زبان عشق و هم فریاد استغنا از غیر خدا است و هم سلاح مبارزه ، «الدعا سلاح المومن و عمادالدین و نورالسموات و اارض » . و پایه استوار دین است و نیز روشنگر نور آسمانها و زمین و چه توصیفی گویا تر و زیباتر از نور .

رشیدالدین میبدی در تفسیر آیه الله نورالسموات و الارض می گوید :  « والنور فی الحقیقه ما ینور غیره » نور به حقیقت آن باشد که غیر را روشن کند . نور باطن ، نور توحید و معرفت است . آفتاب معرفت و نور توحید که از مطلع دل های مومنان سربرزند آن را هرگز کسوف و خسوف نبود : « ان شمس النهار تغریب بالیل و شمس القلوب لیست تغیب » یعنی : خورشید روز ، هنگام شب غروب می کند ، خورشید دل و آفتاب معرفت اما غروبی ندارد .

علم هم در کلام نبوی نوری است که بر قلب مومن می تابد ، « العلم نور یقذفه الله فی قلب من یشا » و بدین سان دعا نوری است که روشنگر و منور است . نوری که نیاشگر را به کرانهای ملکوت رهنمون می شود و او را با آفریدگار ، متصل و مربوط می سازد :

 قطره دانش که بخشیدی ز پیش                                          بازگردان سوی دریا های خویش

 پس بیایید از این ماه پر فیض و برکت بهره ایی کافی ببریم نه تنها در این ماه بلکه در تمام ثانیه های عمرمان هیچ وقت از یاد خدا غافل نشویم ....

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

کارآفرین کیست و ویژگیهای آن... شنبه بیست و ششم مرداد 1387 23:51

کارآفرینی موتور توسعه اقتصادی است . کارآفرینی فرزند ایده های تجاری جدید است و همواره در سیمای کسب و کارهای نو تجلی می کند . اما شکفتن ایده های نو ، اغلب نیازمند استفاده از تکنولوژی های جدید است و اصطلاحا به کارآفرینی تکنولوژیک منجر می شود . در آستانه هزاره سوم میلادی فرآیند تغییر و تحول مستمر و پرشتاب از عمده ترین جریانهای حاکم بر حیات بشری و از مهمترین مشخصات بارز آن به شمار می رود و فرآیند کارآفرینی و خلاقیت که اساس و بستر ساز تغییر و تحول و دگرگونی است در این خصوص نقش بسیار بنیادین و تعیین کنننده ای ایفا میکند . افراد و جوامعی که نتوانند خود را با ایام تحولات پرشتاب همگام کنند دچار حالت ایستایی و سکون شده بی شک در آینده حضور فعالی نخواهد داشت .لذاما باید با علم کامل به اینکه بزرگترین سرمایه انسان جهان است و بزرگترین سرمایه انسان وقت اوست ، از وقت خود نهایت استفاده را در جهت ابداعات ، اختراعات ، نوآوری و خلاقیت استفاده نموده و کسب و کار خود را به شکوفایی و به سیر صعودی سوق دهیم.

کارآفرین کیست ؟ کارآفرین کسی است که منابع لازم را برای شروع و یا رشد یک کسب و کار جدید بسیج میکند  و یا در جهت کاربردی و تجاری کردن ایده و فکر خود  و یا ایده دیگران تلاش میکند و بر نوآوری و توسعه فرآیند ، ارائه محصول ، خدمات  و یا روشهای جدید متمرکز میکند.

کارآفرینان در عمل چه کاری را انجام می دهند ؟

از موقعیتهای محیط آگاه می شوند .

  1. برای استفاده از این موقعیتها خود را در خطر می اندازند .
  2. برای انجام کار سرمایه تولید می کنند .
  3. کارآفرین نو آوری دارد .
  4. کار و تولید را نظم می بخشد.
  5. تصمیم میگیرد.
  6. برای آینده برنامه ریزی میکند.
  7. محصولات و تولیدات خود را با سود می فروشد.( به دنبال منافع مادی هستند).

مفهوم واژه کارآفرینی  چیست ؟به معنای متعهد شدن است ، کارآفرین کسی است که  متعهد می شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازماندهی ، اداره و تقبل کند.

کارآفرینی چیست ؟ فرآیندی است که منجر به ایجاد رضایتمندی و یا تقاضای جدید می گردد ، کارآفرینی عبارتست از فرآیند ایجاد ارزش از راه تشکیل مجموعه منحصر به فردی از منابع به منظور بهره گیری از فرصتها کارآفرینی یعنی آگاهی از فرصتهای سود آور و کشف شده.

اهمیت و نقش کارآفرینی ؟ مطالعات نشان می دهد که از نظر برخی از اقتصاددانها و صاحب نظرها و دانشمندان مدیریت ، موتور حرکت و رشد اقتصاد یک جامعه کارآفرینان هستند که در محیطی رقابتی و در شرایط عدم تعادل جامعه را به حرکت در می آورند و توسعه می بخشند . کلید موفقیت کارآفرینی ، یافتن روشهای خلاقانه ای است که با بکارگیری تکنولوژی جدید یا  بازاریابی  بهتر ، سریعتر و کم هزینه تر کالاهای جدید ، خواسته های بشری را به نحو احسن برآورده می سازند . این به معنای تولید کالای موجود با هزینه های کمتر یا ارتقا کیفیت آنها و یا به معنای ایجاد  بازارهایی برای کالاهای کاملا جدید است . اهمیت کارآفرینی از نظر ایجاد اشتعال مترادف ایجاد اشتغال نیست . کارآفرینی در واقع فرآیند ایجاد و تاسیس کسب و کار و یا سازمان  جدید است ، اما یکی از اثرات قابل توجه آن ایجاد اشتغال است .

نقش و ویژگیهای کارآفرینان در جامعه :  کارآفرینان به عنوان موتور توسعه اقتصادی ، نقشها و ویژگیهای مختلف و متنوعی را در جامعه ایفا می کنند که هر یک از اهمیت و ویژگیهایی برخوردار است . از طرفی هر کارآفرین بالقوه یا بالفعل ، به یک نسبت از این ویژگیها و قابلیتها برخوردار نیستند .

 مهمترین  ویژگیها و نقشهای  کارآفرینان  : نوآوری ، خلاقیت ، مخاطره پذیری ، اعتماد به نفس ، دانش فنی ، استقلال ، هدفگرا ، مرکز کنترل داخلی ، عکس العمل مثبت نسبت به مشکلات و موانع  ، توانایی به ایجاد ارتباط و تمایل به مسئولیت پذیری .

نقش و آثار کارآفرینان در جامعه :  عامل اشتغال زدایی ، عامل ترغیب و تشویق سرمایه گذاری ، عامل تعادل در اقتصادهای پویا ، عامل تحول و تجدید حیات ملی ومحلی ، عامل تولید همانند زمین ، نیروی کار و سرمایه ، عامل سامان دهی و سازماندهی  منابع و استفاده اثربخش از آنها ، عامل انتقال تکنولوژی ، عامل شناخت ، ایجاد و گسترش بازارهای جدید ، عامل نوآوری و روان کننده تغییر ، عامل کاهش بوروکراسی اداری ، عامل تحریک و تشویق حس رقابت ، عامل یکپارچگی و ارتباط بازارها می باشند .

سه وظیفه اساسی همه کارآفرینان موفق از نظر کی یولوف چیست ؟ 1- نوآوری (کارآفرینان باید فرصتهای تجاری ناشی از تغییرات در تقاضا و فناوری جدید را شناسایی کند ) . 2- سرمایه گذاری (توانایی و تمایل به یافتن و فراهم کردن سرمایه مخاطره آمیز برای یک شرکت ) . 3- مدیریت ( هنگامی که شرکت تایید شده است ).

تاثیرات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و اخلاقی کارآفرینی : خلق ارزش و ارزش آفرینی در جامعه از تاثیرات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و اخلاقی کارآفرین است و به محض نهادینه شدن فرهنگ کارآفرینی در جامعه  به جای تمرکز  بر اشتغال و اشتغالزایی به ابتکارزایی توجه می شود تا بستری برای فرصت طلبان اقتصادی به نام کارآفرینان  مهیا نشود ( خلق ارزش و ارزش آفرینی و ابتکار زایی از تاثیرات اقتصادی ، اجتماعی ، فرهنگی و اخلاقی کارآفرین است  ) .

وظایف هشتگانه کارآفرین چیست ؟  1- از موقعیتهای محیط آگاه می شود . 2- برای استفاده از این موقعیتها خود را به خطر می اندازند . 3- برای کار سرمایه گذاری می کند . 4 – نو آوریها را معرفی می کند . 5 – کارو تولید را نظم می بخشد . 6 – تصمیم می گیرد . 7- برای آینده برنامه ریزی می کند . 8- محصولات خود را با سود می فروشد .

ضرورت کارآفرینی در شرکتها و سازمانها چیست ؟ امروزه بسیاری از شرکتها به لزوم کارآفرینی شرکتی پی برده اند . در واقع این گونه گرایش در استراتژی . در پاسخ به سه نیازی است که بر شرکتها تحمیل گردیده است .1 – افزایش سریع رقبای جدید 2 – ایجاد حس بی اعتمادی نسبت به شیوه های مدیریت سنتی در شرکتها 3 – خروج بهترین نیروهای شرکتها و اقدام آنها به کارآفرینی مستقل .

رویکردهای رفتاری کارآفرینی چیست ؟ برخلاف رویکرد  روانشناختی که بر ویژگیهای شخصی فرد تاکید دارد ، رویکرد رفتاری بر فعالیتهای کارآفرین تاکید دارد . در این دیدگاه ویژگیهای شخصیتی کارآفرین تابع اصول رویکرد رفتاری و به دنبال یافتن به این سوال می باشد که چگونه یک شرکت نوپا به وجود می آید ، تاسیس و ایجاد یک شرکت نوپا ، فرآیند پیچیده ای  است که از عوامل زیادی تاثیر می پذیرد ، کارآفرین کسی نیست که به طور ثابت وجود خارجی داشته باشد بلکه کارآفرین نقشی است که افراد به منظور ایجاد شرکتهای نوپا به عهده می گیرد و علاوه بر ویژگیهای شخصیتی در این دیدگاه طیف وسیع دیگری از ویژگیهایی همچون سن ، تحصیلات ، خانواده ، کودکی و عوامل تجربی همچون پذیرش الگوی نقش ، نارضایتی شغلی ، اخراج از کار نیز مورد توجه قرار می گیرد .

انگیزه پیشرفت کارآفرینان چیست ؟ اساسا نیاز به پیشرفت بستگی به کنش و واکنش شخصیت و محیط بلافصل دارد ، معمولا افرادی که نیاز به پیشرفتشان کمتر از شکستشان باشد از پذیرش مسئولیت اجتناب می کنند و از قرار گرفتن در وضعیتهای رقابتی و سنجشی ( مسابقه ، برد و باخت ) می پرهیزند به همین ترتیب کارهایی را انتخاب می کنند که با ریسک خیلی بالایی همراهند یا اصلا ریسکی ندارند . در حالی که کارآفرینان کارهایی را انتخاب می کنند که دارای سختی و ریسک متوسط باشد . شیوه مکللند در مورد انگیزش پیشرفت از این عقیده نسبتا پیش پا افتاده نشات می گیرد که عده ای از مردم از کسب موفقیت شاد می شوند یا مایلند خوب کار کنند یا اینکه بهترین باشند ، این موارد تا بحال اساس تحقیقات در مورد نیاز به پیشرفت بوده است ، مکللند به مرور گرایش یافت تا پیامدهای اجتماعی وجود تعداد زیادی از افراد را بررسی کند که میل به پیشی گرفتن بر پیشرفتهای پیشین ، منبع لذت و شادی آنهاست . تحقیقات مکللند نشان می دهد که افراد واجد نیاز به پیشرفت بالا در محیطهایی پرورش یافته اند که از آنها انتظار کفایت و لیاقت بیشتری بوده است ، در سنین پایین به آنها استقلال داده اند تا سلطه گرایی پدری اندکی داشته اند و از سلطه گری مادری عاری بوده اند.

تاثیرات کارآفرینی بررشد و توسعه اقتصادی چگونه می باشد ؟ 1- موجب ایجاد اشتغال در جامعه می شود . 2- موجب توزیع متناسب در آمد می شود  و بحرانهای اجتماعی را آرامش می بخشد . 3- کیفیت زندگی را بهبود می بخشد . 4- موجب بهره وری و استفاده بهینه از منابع موجود و فعال شدن آنها در راستای بهره وری ملی می شود .. 5- موجب سود اجتماعی و اقتصادی در جامعه می شود .

 

 

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

شاید این جمعه بیاید ... شاید چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 23:58

شاید این جمعه  بیاید ... شاید

چند شاخه گل از باغچه چیده ام ، حیاط را آب پاشی کرده ام . حالا زمین بوی خاک باران خورده را می دهد.

به آسمان نگاه می کنم ، لکه های ابر سرگردان و حیرانند ، اما آسمان ابری نیست من هم سرگردان و حیرانم ، چون به انتظار نشسته ام . شاید این جمعه  بیاید ... شاید

گلهای یاس را در کاسه سفالی ارغوانی در آب شناور کرده ام و آینه و قرآن را هم کنار کاسه ی آب گذاشته ام ، باید از درخت سیب سرخی بچینم می گویند سیب سرخ مسافر رفته را به مقصد باز می گرداند شاید این جمعه  بیاید ... شاید

باید کاری کرد .همه ی حرفهای دلم را به آب و گلهای یاس می گویم . می دانم که او می شنود . نسیمی می وزد و عطر آرزوهای من با بوی یاسهای سپید در فضا پراکنده می شود ، قاصدکی روی کاسه ی آب می نشیند .

او اینجاست ، حضورش را احساس می کنم .کاش این جمعه بیاید و همه ی شاخه ها پر از سیبهای سرخ شود . من با سیب سرخی در دست و ظرفی پر از آب و یاس کبود در را باز می کنم و مسافر رفته را در کوچه باغی سرسبز می بینم .

نوری است که از انتها می آید و بعد دلم روشن می شود . میدانم که می آید . دل پر از انتظارم می گوید  که می آید شاید همین جمعه بیاید مهدی جان بیا .....

تو یعنی باران

چترها را باید بست

زیر باران باید رفت

باران را باید چشید

باران یعنی رحمت خدا

باران تویی که بواسطه تو رحمت معبود نصیب ما می گردد

می گویند آن هنگام که تو می آیی رحمت خدا ا از هر سو ساری و جاریست...

بیا و با خود رحمت بی پایان او را به همراه بیاور

آنروز که تو می آیی فرشتگان صف خواهند بست

برای درود بر فرزند آبها و آیینه ها

پس تورا در زلالی آب ، شفافی آیینه ها می جویم

می گویند از جانب شهری می آیی که حرمتش را آسمانیان دانند

و من  از این روست که نمازم را به پیشگاه خدا بدان سوی می خوانم

می گویند با همان اسبی خواهی آمد که روزی مولای عشق راکب آن بود

جان من قربان آن سواره که تو باشی

می گویند وقتی تو بیایی عدل و داد همه جا را فرا می گیرد

آنروز حتی مرغکی دانه اضافه تر از حق خویش نخواهد خورد و نخواهد خواست

ای کاش آنروز من هم مرغ عشقی باشم در قفست.

 

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

مولفه چیست ؟ چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 23:55

 

مولفه چیست ؟

مهندسی نرم افزار پیشرفت زیادی در طول 30 سال اخیر با اختراع نمودن تکنولوژیهای ابتکاری و نو ، بکارگیری برنامه نویسی ساختیافته ، تکنولوژی CASE ، تکنولوژی شی گرا داشته است .  با  اینحال روش اساسی توسعه نرم افزار ثابت باقی مانده است  که برنامه نویسان کدها را خط به خط تا پایان یافتن آن می نویسند.

تغییرات اساسی در توسعه نرم افزار به صورت زیر معرفی شده است :

1.       بایستی شیوه کد نویسی خط به خط با توسعه مبتنی بر مولفه جایگزین شود.

2.       بایستی روش دستی توسعه نرم افزار توسط متدهای مهندسی جایگزین شود.

3.       بایستی برنامه نویسی مبتنی برنحو یا گرامر (Syntax   ) با اسمبل کردن یا ترکیب نمودن مولفه های مبتنی بر واسطها و معانی ( Semantic )  جایگزین گردد. بدیهی است تا زمانیکه ما نتوانیم روشهای رسمی و سیستماتیکی به سمت توسعه نرم افزار مبتنی بر مولفه را کشف کنیم این چنین تغییرات اساسی رخ نخواهد داد. مولفه های نرم افزاری در روشهای مختلف از نقطه نظر ساده تا مشکل تعریف شده است .

چهار تعریف از مولفه های نرم افزاری اولین بار در کارگاه بین المللی CBSE در آوریل 1998 به صورتهای زیر ارائه شده است :

o        مولفه یک قطعه تقریبا مستقل و قابل تعویض یک سیستم است که وظیفه مشخصی را در زمینه ای که معماری آن به خوبی تعریف شده است  را انجام می دهد (  Philippe Krutchen Rational Software ) .

o        مولفه های نرم افزاری زمان اجرا  بسته ای از یک یا چندین برنامه های مدیریت شده به عنوان یک واحـد می باشند که بـه طـور پویا می تواند به برنامـه مقید (متصل)  شود. و از طـریق واسطـهای مـستند شده که در زمان اجـرا کشف می شود در دستـرس قـرار مـی گیرد.( Gartner Group ).

o        مولفه های نرم افزاری  واحدی از ترکیب واسطهای معین و وابستگیهای مفهومی صریح و روشن می باشند که به  صورت قراردادی مشخص شده اند . مولفه نرم افزاری می تواند به  طور مستقل توسعه یابد.(Clemens Szyperski) .

o        مولفه تجاری ،پیاده سازی نرم افزاری یک فرآیند تجاری یا راه کار تجاری را ارائه می کند که شامل شرح ، پیاده سازی و توسعه نرم افزار می باشند که به عنوان یک قطعه قابل استفاده مجدد از یک سیستم بزرگتر می باشد . ( Wojtek Kozaczynski SSA )  .

در نهایت یک تعریف کلی از یک مولفه به شرح زیر می باشد :

" مولفه های نرم افزاری یک قطعه جامع و قابل توسعه می باشدکه عملکردش به خوبی تعریف شده است و از طریق واسطها با دیگر مولفه ها  می تواند ترکیب شده و با همدیگر در تعامل باشند ."

مولفه های سخت افزاری و نرم افزاری  :

در طول 50 سال گذشته  تکنولوژی تولید سخت افزار کامپیوتری  اساسا تغییر کرده است تراشه های مجتمع (IC)  و مدارهای مجتمع با مقیاس زیاد (VLSI )، بلوکهای سازنده اساسی هستند که سریعترند و هزینه کمتری را در بر دارند .در مهندسی سخت افزار روش مبتنی بر مولفه به طور گسترده در ساخت قطعات جدید مورد استفاده قرار گرفته است ( یعنی استفاده از قطعات سخت افزاری از پیش ساخته شده ).

 

   مهندسین سخت افزار نیاز دارند که بازدهی طراحی را  با مونتاژ نمودن بلوکهای قابل استفاده مجدد از قبیل : Microprocessor ، DSP ، on chips encryption /decrepti و غیره بدست بیاید.  روش مبتنی بر مولفه  ، کیفیت و قابلیت اعتماد محصولاتی که هر کدام از مولفه هایش به خوبی تست شده است را افزایش می دهد . هر چند که ، تغییر چشمگیری در تولیدات نرم افزاری وجود نداشت . هر مـحصول نرم افزاری جـدید نیاز به طـراحی داشت و برنامه نویسان کد منبع را خط به خط می نوشتند تا اینکه برنامه تمام شود . پیشرفت بزرگ توسعه نرم افزار در طول 50 سال گذشته از برنامه نویسی خط به خط با استفاده از کد ماشین تا برنامه نویسی خط به خط با استفاده از زبانهای برنامه نویسی سطح بالا صورت گرفت . زبانهای برنامه نویسی سطح بالاچندین مزایای مهم را عرضه کرد که بازدهی برنامه نویسی را در نتیجه گرد آوری تکنیکها ( اصلاح کرد ) پیشرفت داد .

چه تفاوتهایی بین مولفه های سخت افزاری و نرم افزاری وجود دارد ؟

منطقا ، سخت افزار و نرم افزار کامپیوتر در قابلیت محاسبه شان مشابه هم هستند . بدین معنی که هر عملی که توسط نرم افزار انجام می شود می تواند به طور مستقیم با سخت افزار ساخته شود. از طرف دیگر هر دستوری که توسط سخت افزار اجرا می شود ، می تواند توسط نرم افزار شبیه سازی شود . به طور نمونه مولفه های سخت افزاری  IC  ها هستند که در برگیرنده مدارهای مجتمع با مقیاس متـوسط (MSI ) ، مدارهای مـجتمع با مـقیاس زیاد ( LSI)  و مـدارهای مجتمع با مقیاس خیلی زیاد ( VLSI  ) هستند. اینها مولفه های مفیدی هستند به خاطر اینکه مدارهای منطقی توابع ورودی و خروجی شان به خوبی تعریف شده و نیازی ندارند که به طور مستقیم با دنیای بیرون در تعامل باشند  و ارتباط بین مولفه های سخت افزاری توسط گذرگاه سیستم فراهم شده است. در مورد مولفه های نرم افزاری برخی مشکلات وجود دارد ، یکی اینکه نمی توان این مولفه ها را به سادگی توابع ورودی و خروجی بیان کرد و دیگر اینکه برخی از مولفه های نرم افزاری بایستی با کاربران  دیگر  وسیله های فیزیکی که در محیط موجود هستند تعامل داشته باشد . به همین دلیل آنها را نمی توان به سادگی سخت افزار تلقی نمود. مهم است ذکر این نکته که مدلهای کامپیوتری  که به خوبی تعریف شده اند وجود دارند مثل جبر بولی برای طراحی مدار در ساختن مولفه های سخت افزاری. جبر بولی روش مقرون به صرفه ای برای توصیف توابع مداربندی دیجیتالی فراهم می کند .یک تابع مطلوب داده می شود ، جبر بولی می تواند برای توسعه ، پیاده سازی ساده شده ای را که از طریق قوانین جبری عمل می کند ، بکاربندد.

مدل کامپیوتری برای مهندسی نرم افزار مبتنی بر مولفه چیست؟

بدیهی است که یک مدل کامپیوتری برای توسعه نرم افزار مبتنی بر مولفه مشابه جبر بولی که برای مهندسی سخت افزار مبتنی بر مولفه استفاده می شود مورد نیاز است . منطق (Hoar) هوار یک قاعده ای را برای بازبینی صحت برنامه ، مبتنی بر ساختار برنامه ، پیش شرطها و پس شرطها ارائه می کند .همانطور که ما از زبانهای برنامه نویسی خط به خط به سمت توسعه مبتنی بر مولفه حرکت می کنیم یک قاعده ای را برای بدست آوردن رفتار ( Behavior )  مولفه ها و اطمینان از صحت تعاملات مولفه ها نیاز داریم.

تفاوت مولفه های سخت افزاری و نرم افزاری   به دو دلیل مقید و محدود شده اند :

ü       اول اینکه برخلاف تراشه های حافظه که به طور فیزیکی در هر زمان تولید می شوند تولید مولفه های نرم افزاری با نسخه های متفاوت ، تکثیر (نسخه برداری  ) دقیق در هر زمان است .

ü       دوم اینکه محیط مولفه های نرم افزاری به طور محتمل برای هر استقرار ( نصب ) جدید تغییر می کند .

بالاخره جنبه موقتی شبیه فرسودگی یا زوال فیزیکی در مولفه های نرم افزاری ملاحظه نمی شود . این تفاوت خیلی مهم است مخصوصا زمانیکه ما مسئله  تضمین کیفیت را برای توسعه مبتنی بر مولفه در نظر می گیریم .

 برای نمونه ، قابلیت اعتماد مولفه های سخت افزاری تابع چهار عامل زیر می باشد :

1. خطا در طراحی

2.       خطا در تولید

3.       نقص فیزیکی

4.       فرسودگی فیزیکی و شیمیایی

 

قابلیت اعتماد مولفه های نرم افزار فقط تابع یک عامل هست: آن هم خطا در طراحی (برای هر مولفه نرم افزاری پیاده سازی آن به عنوان قسمتی از طراحی در نظر گرفته می شود) به خاطر اینکه نرم افزار فرسوده نمی شود.

 

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

تفاوتهای ساختمانی مغز مرد و زن : شنبه هشتم تیر 1387 23:38

تفاوتهای ساختمانی مغز مرد و زن :

پژوهشگران عصب شناسی ، مغز زنان و مردان را در دستگاه ام.ار.آی گذارده و واکنشهای مغز آنها را مورد تحقیق قرار داده اند . در مغز زنان اتصال ها و ارتباط های بیشتری بین دو نیمکره چپ و راست وجود دارد که به آنها این توانایی را می دهد تا از مهارت گفتاری بهتری نسبت به مردان برخوردار باشند . از طرف دیگر در مردان  ارتباط کمتری بین دو نیمکره مغزشان  وجود داشته و به آنها این قابلیت را می دهد تا مهارت بیشتری در استدلالهای انتزاعی و هوش دیداری و فضایی داشته باشند . در خصوص وظایفی که توانایی جسمی می طلبند مغز مردان بهتر عمل می کند .مغز مردها تخصصی تر است.این صرفا به این معنا ست که تقسیم کار صورت گرفته است . به عبارت دیگر ، نیمکره راست مغز مردها با عملکرد های بینایی و فضایی سروکار دارد فعالیتهایی نظیر کسب مهارتهای فیزیکی ، تطابق های چشمی و ماهیچه ای . در حالی که نیمکره چپ به مهارتهای کفتاری و شناختی اختصاص یافته است ، مهارتهایی نظیر بیان احساسات و درک مسائل انتزاعی است .از طرفی مغز زنها عمومی تر است به این معنا که هر دو نیمکره راست و چپ مغز زنها با هم روی مشکلات کار کرده و هر دو عملکردهای مشابه دارند و تقسیم کار صورت نگرفته . به همین دلیل است که بعضی از مردم احساس می کنند مردها در مقایسه با زنها از سرعت تصمیم گیری و قابلیت درک بیشتری برخوردارند . از جنبه دیگر اگر یکی از نیمکره های مغز زنی آسیب ببیند ، نیمکره دیگر قادر به کپی کردن تمامی قابلیتهای نیمکره تخریب شده است ،می تواند مسئولیت تمامی کارها و عملکردهای زندگی او را به عهده بگیرد اما نظیر این حالت در خصوص مردان صادق نیست چنانچه نیمکره چپ وی بواسطه سکته مغزی آسیب ببیند ،این امکان وجود دارد که توانایی تکلم را از دست بدهد چراکه نیمکره راست مغز آنها تنها می تواند عملکردهای بینایی و فضایی را سازماندهی کند . قابل ذکر است میزان سلولهای مغز مردان 4 درصد بیشتر از زنهاست و مغز آنان 100 گرم سنگین تر است .

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |

چرا برنامه نویسی مبتنی بر مولفه اهمیت دارد؟

صنایعی که به طور کامل رشد کرده اند و یا مهندسین منضبط چگونه با توسعه سیستمهای پیچیده برخورد می کنند؟برای نمونه صنایع خودکار، ماشینهای خیلی پیچیده را با استفاده از مولفه ها ( با هر اندازه ای از خیلی کوچک مثل پیچ تا زیر سیستمهای پیچیده مثل موتورها و جعبه دنده ها و ... ) می سازند. کارخانه های خودکار مدرن ، به عنوان ایجادکنندگان سیستم مشهور شده اند تا تولیدکنندگان سیستم. به خاطر اینکه صنایع و مهندسین منضبط با استفاده موثر از مولفه ها ( که با تنظیم استانداردها که قابلیت همکاری آنها را تعریف می کنند) تحت تاثیر قرار گرفته اند. صنایع، استانداردهای مولفه ای را برای قطعات قابل تعویض و ابزارهای اسمبلی ساده را ، برای سرعت بخشیدن به توسعه محصولات پیچیده تر پذیرفته اند این تحولات انقلاب صنعتی است که تغییر چشمگیری در تولیدات صورت گرفته است ، در صنعت نرم افزاری محصولات هنوز هم بیشتر دستی ( مصنوع دست) هستند. بازدهی ( بهره وری ) پایین است ،کیفیت تضمین شده نیست ، پروژه ها  دارای خطا هستند (مثلا در انتقال اطلاعات دارای خطا هستند که این خطا در مواقعی رخ می دهد که وسیله دریافت کننده داده ها قادر به مدیریت یا کاربرد اطلاعات با همان سرعت ارسال نیست). این چنین پدیده یا عارضه بحران نرم افزاری شناخته شد.

پیامد اصلی مهندسی نرم افزار متضمن این است که چگونه نرم افزاری کارآمد و با کیفیت ایجاد شود . مولفه ها در بسیاری موارد توسط مهندسین نرم افزار به عنوان یک تکنولوژی مهم برای مقابله با بحران نرم افزاری استفاده می شوند .انقلاب صنعتی نرم افزار از طریق مهندسی نرم افزار مبتنی بر مولفه ها رخ داده است.

چندین دلیل مهم وجود دارد که چرا برنامه نویسی مبتنی بر مولفه اهمیت دارند. این نوع برنامه نویـسی، سطح بالاتـری ازانتزاع را فراهـم می کند. تعـداد زیادی از مـولفـه های کتـابـخانه ای قابل استفاده مـجدد وجود دارند که به تـوسعه برنامه های کاربردی در قلمروهای مختلف کمک می کند.

سه هدف اصلی از برنامه نویسی مبتنی بر مولفه عبارتند از :

     *غلبه بر پیچیدگی   * مدیریت تغییر  * قابلیت استفاده مجدد.

غلبه بر پیچیدگی: ما در یک دنیای پیچیده ای از عصر انفجار اطلاعات زندگی می کنیم .طبق تحقیقات انجام گرفته توسط تیمی در دانشگاه برکلی : دنیا ما بین یک و دو اگزا بایت اطلاعات بی نظیر در هر سال تولید می کند که تقریبا 250 مگا بایت برای هر مرد ، زن و بچه در روی زمین است . هر اگزا بایت یک بیلییون گیگا بایت است . در علم کامپیوتر اندازه پیچیدگی نرم افزار به طور قابل توجه در حال افزایش است .. برنامه نویسی مبتنی بر مولفه یک روش موثر با نام تقسیم و غلبه را برای برخورد با پیچیدگی نرم افزار فراهم می کند.

مدیریت تغییر:تغییرات در مهندسی نرم افزار ذاتی است ، تغییر خواسته های کاربران ، تغییر مشخصه ها ، تغییر کارکنان ، تغییر بودجه ، تغییر تکنولوژی و غیره.یکی از اهداف اساسی مهندسی نرم افزار تاکیید بر اهمیت مدیریت تغییر می باشد.برنامه نویسی مبتنی بر مولفه یک روش موثر به نام برنامه ریزی برای تغییر و ساخت طراحی را  برای برخورد با تغییرات  در مهندسی نرم افزار فراهم آورده است . مولفه ها به آسانی با خواسته های جدید و در حال تغییر وفق داده می شوند . مهندسین نرم افزار توافـق کرده اند که روش بـهتر در برخـورد با تغییرات دائمی در ساخت سیستمها ، مولفه های قابل استفاده مجدد می باشند.

قابلیت استفاده مجدد: نرم افزار با قابلیت استفاده مجدد باعث می شود که طراحی و پیاده سازی فقط یکبار انجام گیرد و در زمینه ها و قلمرو های متفاوتی بارها و بارها مورد استفاده قرار گیرد که قابلیت استفاده مجدد باعث افزایش بازدهی ، بکارگیری مفید از راه حلهای ارائه شده ، اصلاح کیفیت و غیره می باشد. سطوح مختلفی از قابلیت استفاده مجدد نرم افزار وجود دارد برای نمونه کپی کردن کد منبع ، که پایین ترین سطح از قابلیت استفاده مجدد می باشد. کتابخانه ای از توابع رویه ای بهتر از کپی کد منـبع می باشد اما توسعـه پذیر نیست. کتـابخانه ای از کلاسها بهتر از دو حالت قبلی است و توسعه پذیـراست. قبل از اینکـه کـلاسها بتوانند به طـور مـجدد اسـتفاده شوند نیاز به درک بیشتری دارند .علاوه بر این استفاده مـجدد ازکلاسها فقـط استفاده مـجدد جعبه سیاه را پشتیبانی می کند .اگر داخل کلاسها تغییر کنند کاربران تحت تاثیر قرار خواهند گرفت . برای نمونه در زبان برنامه نویسی شی گرا شبیه C++  یا جاوا ، کلاسهای مشتق شده برای پیاده سازی کلاس پایه با یکدیگر ترکیب می شوند . تغییرات در هر کدام از کلاسهای پایه به طور سلسله مراتبی توسط کلاسهای مشتق شده به ارث برده می شود. این سطح از استفاده مجدد مخصوص یک زبان است نه استفاده مجدد در مقابل دیگر زبانها . برنامه نویسی مبتنی بر مولفه سطح بالایی از استفاده مجدد نرم افزار را پشتیبانی می کند. به خاطر اینکه در برگیرنده انواع گوناگونی از استفاده مجدد می باشد ، از قبیل :

* جعبه سفید  * جعبه خاکستری  * جعبه سیاه  .

جعبه سفید ( White Box  ) :  بدین معنی است که منبع (Source  ) یک مولفه نرم افزاری قابل دسترس می باشد و می تواند مطالعه شود ، استفاده مجدد گردد ، وفق داده شود یا تغییر یابد.

 

 جعبه سیاه (  Black Box ) :  مبتنی بر اصل مخفی نمودن اطلاعات می باشد . این واسط سرویسهایی که یک  Client  ممکن است از یک مولفه در خواست کند را مشخص  می کند . مولفه پیاده سازی واسطی که  Client  بر آن تاکید دارد را فراهم می کند ، از آنجاییکه  واسطها بدون تغییر باقی می مانند مولفه ها می توانند به طور داخلی تغییر کنند بدون اینکه کاربر را تحت تاثیر قرار دهد .

جعبه خاکستری (Gray Box ) :  چیزی ما بین جعبه سفید و جعبه سیاه می باشد.

همانگونه که اندازه و پیجیدگی سیستمهای نرم افزاری رشد می کنند شناسایی و مدیریت مناسب اتصالات ما بین قطعه هایی از سیستم نیز اهمیت دارد. برنامه نویسی مبتنی بر مولفه یک راه حل قابل کنترل برای برخورد با پیچیدگی سیستمها ، تغییرات دائمی سیستمها و مشکلات استفاده مجدد از نرم افزار را ارائه می کند. امروزه COP  نمونه عملی برای توسعه سیستمهای نرم افزاری بزرگ می باشد. برای مثال : برنامه های کاربردی توزیع شده در مقیاس موسسه اقتصادی ، برنامه های کاربردی تحت وب و خدمات وب.

نوشته شده توسط احمدی  | لینک ثابت |